کراوات شجریان، لباس لیدی‌گاگا، و کفش خراسان شمالی در گفت‌وگوی مدآنلاین با کاوه آفاق

1395/5/16
12:0
کد خبر: 2573

مدآنلاین-مریم میرى: با آن كه هنرمندان به واسطه هنرشان در بین مخاطبان و هوادارنشان دیده شده و در بیشتر مواقع به الگویى براى هوادارانشان تبدیل مى‌شوند، اما این الگوپذیرى نه صرفا در هنر كه حتى بیشتر در استایل و پوشش دیده می‌شود تا جایی كه حتى عموم مردم  فروشگاه‌هایی كه هنرمندان و سلبریتى‌ها از آنجا خرید می‌كنند را نیز دنبال می‌كنند. اگر ژانر آن هنر، هم طورى باشد كه برون‌ریزى، شاخصه‌اى در بطن و  نهادینه در عمق آن هنر باشد، آن هنر سبب و اتفاقى براى هر چه بیشتر دیده شدن آن هنرمند مى‌شود. یكى از این موارد موسیقى است. آن هم موسیقى‌هایى از نوع راک، كانترى، بلوز،...كه در ذات خود یک برون‌ریزى دارند و متعاقبا هنرمندانى هم كه در این ژانرهاى موسیقى فعالیت می‌كنند استایل و مد شخصى خود را دارند و بالطبع هم هوادارن و مخاطبان و دنبال‌كنندگان خاص خود را. اما در حقیقت آنچه كه این هنرمندان را در بین مردم می‌شناساند آلبوم‌ها و اجراها و كلیپ‌هاى آنهاست و به نوعى رو در رویى آنها با مخاطب است كه به دیده شدن و تبدیل شدن آنها به یک الگو براى مردم بدل مى‌شود. البته تعدادى از هنرمندان هم هستند كه با آنكه كارهاى خوب در كارنامه هنرى خود دارند اما بخت یاریشان نكرده و بنا به دلایلى، مجال مناسبى براى عرضه مجاز آثارشان نیافته‌اند. كاوه آفاق از آن دست هنرمندان است كه به علت ممنوع‌الكارى كه سبب آن زیرزمینى بودن این خواننده در سال‌هاى گذشته بوده است به طور رسمی كمتر شناخته شده است. او خواننده‌اى با سبک و استایل منحصر به خودش و حتى ژانر مخصوص به خود است و با آنكه با عنوان خواننده راک شناخته مى شود اما خود را منحصر به این سبک نكرده و بى‌سبكى را سبک خود مى‌داند. آفاق پس از اخذ مجوز و انتشار آلبوم این روزها فعالیت خود را بیشتر كرده  و با جدیت در حال تداركات كنسرت خود است. كنسرت ٢١ مرداد او كه قرار است در برج میلاد برگزار شود بهانه‌اى شد تا با او از سبک و استایلش حرف بزنیم و او را كه مدت‌ها مجبور به پذیرش دیده نشدن اجبارى بود بیشتر ببینیم و بشناسیم.

برای  ابتدای گفتوگو از سبک شما شروع می‌کنیم. در مورد سبک موسیقی خودتان کمی توضیح دهید؟
هر چه که اکتسابات و دانسته‌های یک موسیقیدان در گستره علم و فلسفه موسیقی بیشتر شود بیشتر به سمت بی‌سبکی کشیده می‌شود. در قرن 21 و در سال 2016 نمی‌توان گفت که یک موسیقی صرفا پاپ است یا راک یا جَز. و اگر یک هنرمند به همه سبک‌ها احاطه نداشته باشد نمی‌تواند یک موزیک با کیفیت بین‌المللی تولید کند. دیگر دوره این که بگوییم فلانی باید راک باشد یا باید پاپ باشد و فلان نفر هیپ هاپ است یا متال است و غیره گذشت. می‌توانم بگویم سبک من بی سبکی است.

استایل ظاهری شما متاثر از موسیقی غربی یا کلاً هر موسیقی با هر نامی که شما کار می‌کنید، است؟
وقتی من کوچک بودم در دوران مدرسه هم بین همشاگردی‌هام معروف بودم به اینکه لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشد، توجه به این که لباس‌هایم متفاوت جلوه کند در کودکی‌ام حتی بیشتر از الان  بود و دوره‌ای بود که من به اینکه دنبال موسیقی بروم اصلا فکر نمی‌کردم. مثلا در دوران راهنمایی کفش قهوه‌ای را مشکی می‌کردم یا آستین کتم را بریدم و کت آستین کوتاه درست کردم و یقه‌های لباس‌ها رو می‌بریدم و مدل می‌دادم یا از آنها جلیقه درست می‌كردم  و خلاصه این تحرکات از همان کودکی  با من بود و ربطی به موسیقی نداشت. این که من در 13 سالگی در لباس پوشیدن متفاوت بودم و استایل‌های عجیب را دوست داشتم نه ربطی به گرایشات موسیقایی من داشت نه معلوم بود که قرار است چه کاره شوم در حقیقت احتمالآ یک جور جوشش هنریِ ناخودآگاه بوده است. وقتی تو کلاس می‌دیدم که همه بچه‌ها قیافه‌های‌شان و لباس‌های‌شان شبیه هم است فکر می‌کردم چرا باید مثل بقیه باشم.

این تفاوت به هر حال به نوعی  با جلب توجه هم همراه بوده، این جلب توجه را دوست داشتید؟
نمی‌دانم. شاید. اما اصولا از طرف بچه‌ها اذیت می‌شدم، مثل همین الان(با لبخند). جدای از شوخی یک جور تخلیه روحی بود و در حقیقت خواسته‌های درونی من بود و بچه‌ها اکثرا تعجب می‌کردند. من سوم راهنمایی بودم که توی مدرسه یک بارانی می‌پوشیدم که آستینش را کوتاه کرده بودم کفشم را هم رنگ کرده بودم و یک کلاه شبیه شاپکو سرم می‌گذاشتم خب بچه‌ها مثلا در سال 1375 تعجب می‌کردند والبته می‌توانم بگویم که اینها متأثر از پدرم بود. پدرم به واسطه شغلش به هر حال خاص لباس می‌پوشید و من فکر می‌کنم که نوع دقت به لباس پوشیدنم متاثر از خانواده‌ام هم بود.

مقصودت از بستن پرچم به دستت این است که روند غربی موسیقی‌ات را به نوعی بومی سازی کنی؟
متاسفانه خیلی وقتها رسانه درست، دست آدم‌های درست و به جا نیست، و دلم می‌خواهد این موضوع به نوعی مطرح شود و خیلی‌ها این را بدانند که سینما از غرب است دوربین عکاسی مال غرب است موبایل مال غرب است و اتومبیل و همین خودکار که دست شماست. خیلی چیزهای دیگر چون اینها مال غرب است پس یعنی حالا هر فیلم سینمایی که ما درست می‌کنیم یا هر بار به کسی تلفن می‌زنیم یا هربار با تاکسی جایی می‌رویم داریم حرکت غربی انجام می‌دهیم؟ یا به عنوان مثالی دیگر، گیتار الکتریک‌سازی غربی است، موسیقی راک و پاپ غربی است، دستگاه‌های صدابرداری ساخته غرب است. البته که هنر غرب و شرق ندارد و بهتراست یک بار برای همیشه این موضوعات مسخره‌ای را که کمونیست‌ها در این  مملکت صد سال پایه‌ریزی کردند و همه را در هنر جهان، به جان هم انداختند ما لااقل در ایران
مان که کشوری دینی است، فیصله بدهیم.

 

پس به چه هدف و نیتی این پرچم را به دستتان می‌بندید؟
آقایی به نام نوید علیزاده چندین سال است که مشاور بسیاری از کارهای هنری من است. از روز اول یعنی از سال 82 تا الان اصولا چنین موضوعاتی را با مشورت هم انجام می‌دهیم من و نوید با مشاوره در روزهای اولی که می‌خواستم موسیقی را به صورت کلیپ شروع کنیم با the ways و آهنگ شال و اتاق‌آبی و خواب‌بازی را ساخته بودم نمی‌دونم سر فیلم‌برداری کدام بود که به این نتیجه رسیدیم که توى تصویرمان یک اِلِمان داشته باشیم که با همه کسانی که در آن زمان در بازار موسیقی ایران بودند متفاوت باشد وهم  اینکه من آن دوران دوست داشتم که موزیک انگلیسی بخوانم و می‌خواندم و فقط به بازار بین‌المللی فکر می‌کردیم، آهنگ‌هایم در the ways را اعضای گروهم برای کمپانی‌ها زیادی می‌فرستادند تا یکی با ما با وارد قرارداد بشود و بعد به این نتیجه رسیدیم که چون من قرار است در خارج از ایران کار کنم و در بازار بین‌المللی موسیقی باشم یک نشان ایرانی همراه من باشد در حقیقت می‌خواستم با این نگاه و استفاده از پرچم، تهاجم فرهنگی به غرب بکنم به زعم خودم و هدفم هم  در آن دوره‌ای که انگلیسی اواز می‌خواندم این بود که اگر در خارج از ایران روی استیج رفتم از روی پرچمم بفهمند که من یک ایرانیِ معتقد به وطنم هستم. نوید پیشنهاد دیگری هم مطرح کرد این که کفش سفید بپوشم که بند یکی قرمز و دیگری سبز باشد.اما بعد از فکر و مشورت سرانجام دستبند پرچم را انتخاب کردیم. که من گفتم ترکیب سه تا ساق دست سفید قرمز و سبز و همین نهایی شد.

برای کاورآلبوم، طراحی لباس در عکس‌ها و مواردی از این نوع، طراح و استالیست دارید؟
نه من خودم در این موارد تصمیم
گیرنده هستم و مشاوران هنری بنده در موارد مهمی که بنیادی است نظردهنده هستند. مثلاً در مورد قرارداد با یک کمپانی یا حضور در جشنواره یا سینما و تحرکات هنریِ پیچیده‌تر. در مواردی به این صورت اصولا مشاوره می‌گیرم.

 شما در دوره‌ای موسیقی زیرزمینی کار می‌کردید فکر می‌کنید موسیقی شما آن موقع بیشتر شنیده شد یا الان که به صورت مجاز کار می‌کنید؟
وقتی که کسی موسیقی زیرزمینی کار می‌کند می‌تواند کلیپ بدهد ودر این که هیچ وقت صوت نمی‌تواند اعجاز کلیپ را داشته باشد شکی نیست به همین جهت تا روزی که بچه‌های روی زمین، توی زیرزمین بودند و موزیک‌شان با کلیپ همراه بود مردم راضی‌تر بودند در حقیقت با کلیپ  دو برابر لذت  را تجربه می‌کردند ولی وقتی نمی‌توان کلیپ منتشر کرد مردم تصور می‌کنند که کار افت کرده است اما علت این است که مخاطبان کارهای قبلی را همراه با کلیپ می‌دیدند و با آن تصویر و اَکتهای ما و جلوه‌های بصری بیشتر ارضا می‌شدند اما متأسفانه الان آثار، نصف آن قدرت که همان اعجاز تصویر است را ندارند و در حقیقت  بچه‌های زیرزمینی خیلی خیلی راحت‌تر می‌توانند دیده و معروف شوند و رشد کنند.

هر هنرمندی مد خودش را می‌سازد شما مد خاص خود را دارید؟ و اگر دارید بر چه اساسی مد خودتان را ساخته‌اید؟
در لباس که اصولاً از قدیم
الایام در کار معمولاً  جلیقه تن می‌کنم و در مکان‌هایی که یک اجرای رسمی است و در حقیقت به آثارم مربوط است پرچم مقدسمان را نیز به دستم الصاق می‌کنم. اما در مکان‌های معمولی‌تر همان جلیقه  به قول دوستانم لباس کارم است. در آثارم هم اصولاً جدیبودن مهمترین چیزی است که معتقدم هیچوقت نباید از دست بدهم.

مدها توسط سلبریتی‌ها بین عموم همه‌گیر می‌شود و گاهی حتی با نام همان فرد عمومیت پیدا می‌کند. آیا از هنرمندان کسی بوده است که شاخصه‌ای جذاب برای‌تان داشته باشد و به نوعی از آن الگوبرداری کرده باشید؟
من آدم مغروری هستم و معتقدم که حتی باید به جایی برسم که خودم  برای خارجی‌ها هم الگو بشوم به همین جهت هیچ وقت نمی‌خواستم که از کسی الگو بگیرم.

 

در موسیقی و رفتار چهطور؟
در رفتار کاری چرا. از استاد فرهاد مهراد و استاد شجریان سعی کردم الگو بگیرم. مثلاً خیلی خودمانی عرض کنم هر جایی که دعوت می‌شویم نروم، خودم را به خاطر یک چیز کوچک نبازم و ارزان نباشم و شَرَف و اعتقاد و وطن عزیزمان را بر خواسته‌های فردی ترجیح بدهم. در سبک موسیقی نمی‌توانم مورد کلی بگویم اما از گروه‌های کویین و پینک فلوید و متالیکا و نیز كریس  دی برگ و گروه بیجیز بسیار یاد گرفته‌ام و در کودکی و نوجوانی برایم جذاب بوده‌اند.

هر هنرمندی برای جا انداختن برند خودش تا چه حد باید روی استایلش حساب کند؟
بستگی به سبکش دارد مثلاً اقای شجریان اصولاً شخص جنتلمنی است که در جاهایی لباس رسمی یعنی کت و شلوار مى‌پوشد و کراوات می زند و در بعضی جاها هم لباس سنتی، و نمی‌توان کلی گفت که شجریان اصولاً این طور می‌پوشد اما می‌دانیم که لباس‌هایش به طور کلی کلاسیک و سنتی است اما در سبک ما و خصوصاً در این قرن که کسی مانند لیدی گاگا  لباسی می‌پوشد که از گوشت حیوان درست شده است، قاعدتاً اگر بخواهیم به مالتی
مدیا بودن اثر فکر کنیم باید به جنس و خاصبودن لباس تا خاص بودن نگاه، توجه کنیم که اگر توجه نشود بازار جهانی را از دست می‌دهیم. من  به هر هنرجوی نوجوانی که قرار است امروز کار موسیقی و خوانندگی علمی را شروع کند توصیه می‌کنم که همزمان کلاس‌هایی از قبیل بازیگری و تصویربرداری نیز برود و دوره‌هایی را در مورد طراحی لباس بگذراند چون واقعاًشجریان و لیدی گاگا تأثیرگذار است.

موسیقی شما در بین چه قشری از اجتماع بیشتر شنیده می‌شود و خاستگاه دارد؟
در بین طبقه متوسط و عموما اعضای متفکر و دردمند اجتماع. قاعدتا افرادی که خیلی سرخوش هستند و غم و رنجی ندارند و زندگی راحتی دارند معمولا موسیقی‌های سطحی‌تری گوش می‌دهند البته معمولا و نه همیشه. خیلی اوقات کسانی که آلام ِ عمیق فلسفی و یا روحی و جسمی و حتی مالی دارند و یا روشنفکر هستند معمولا موسیقی‌های غمگین‌تری را گوش می‌دهند و معمولا این افراد از طبقه متوسط اجتماع هستند طبقه پایین جامعه هم معمولا اینگونه است که دنبال موزیک شاد هستند برای اینکه روحیه بهتری داشته باشند و اصولا طبقه متوسط است که دنبال آهنگهایی با درونمایه غمگین و مفهومی است. و به همین جهت می‌توانم بگویم 80 درصد هواداران من از طبقه متوسطِ شهری هستند مثل خود من که از همین طبقه هستم.

تا آنجاکه میدانم برای کنسرت‌تان كه قرار است در هفته آخر مرداد ماه، اجرا شود یک گیفت برای هواداران‌تان در روز اجرا در نظر گرفته‌اید، درباره آن  توضیح دهید و این که تا الان چنین موردی در ایران یا حتی خارج از ایران بوده است؟ و این ایده از کجا بود؟
این ایده مشترک من و آقای تفرشی تهیه کننده کنسرت است  که از روز اول معتقد بودم که باید دستبند پرچم ایران را در هر کنسرت ما به هوادارانمان  بدهیم. بعد آقای تفرشی هم این ایده را پذیرفت و هزینه‌ها را هم بر عهده گرفت در حقیقت یک کار مشترک است. در آینده هم اگر قرار باشد در هر شهری یا کشوری اجرا بگذاریم دلم می‌خواهد همیشه در کنسرت‌های‌مان به مخاطبان یک پرچم مقدس ایران هدیه بدهیم. بله درست می‌گویید، این استایل خود ما است و اولین بار هم خواهد بود که این اتفاق می‌افتد.من آدم میهن پرستی هستم و اولویتم این است که مردم کشورم عاشق کشورم باشند و ترک وطن نکنند و یادشان نرود که ایران چه چیزهای خوبی دارد از امنیت گرفته تا حتی همین ارزانی بنزین. ما كه دیگر كشورها را هم به خوبی تجربه کردیم این را می‌دانیم که هیچ کجا خانه آدم نمى‌شود. گاهی یادمان می‌رود که چه چیزهایی داریم. کسانی که تجربه زندگی در خارج از کشور را دارند بهتر متوجه منظور و حرف من می‌شوند. ایران چیزهایی دارد که در هیچ جای دنیا در حال حاضر هم حتی وجود ندارد. به همین خاطر باید به بودن در ایران افتخار کرد.

 

لباس‌هایت با سبک موسیقی‌ات همخوانی دارد؟
بله به عنوان مثال اگر یک خواننده رپ بودم یک جور دیگر لباس می‌پوشیدم اما الان به هیچ عنوان حاضر نیستم از کلاهی که یک رپر باید بپوشد یا شالی که یه سنتور نواز دپر گردن میبندد در پوششم استفاده کنم چون مال شیوه آنهاست.

لباس‌هایت بیشتر در چه تیپی تعریف می‌شود؟
من بیشتر سبک کلاسیک را دوست دارم و می‌پوشم چون هیچ گاه کهنه نمی‌شود و اینکه معتقدم که کسانی که کلاسیک می‌پوشند چارچوب و اصول تعریف شده‌ای حتی به لحاظ رفتاری دارند. به نظرم معمولا هنرمندانی که چارچوب مشخصی در لباس ندارند افکارشان هم خاص و منحصر به خودشان نیست.

اهل برند هم هستید؟
هم بله هم نه. کارهای آرمانی، انتخاب کلاسیک و آرمانی من برای لباس‌هایم است. برای کفش اما از یک مارک ایرانی استفاده می‌کنم که نام نمی‌برم. اما متعلق به خراسان شمالی است و کفش‌های بی‌نظیری می‌دوزد و کفاش هنرمندمان از کشفیات پدرم هستند. در روستاست و یک  دوزنده کفش سنتی ایرانی است که سفارشات را با هر طرحی به خوبی انجام می‌دهد.

گویا استفاده از عینک از علائق شماست وزیاد  استفاده می‌کنید از كسى الگو گرفته‌اید؟
بله من یک کلکسیون عینک با فریم گرد دارم که آنقدر در طی بیست سال زیاد شده كه  حتی مارک‌هایش را یادم رفته است. در این مجموعه  از عینک فیک هست که از بچگی دارم تا برندهای متوسط و خوب که البته اکثرا را کادو گرفتم..عینک وسیله ای نیست که نیاز به الگو داشته باشد و بسیاری از افراد دنیا از چندین مدل فریم خاص عینک استفاده می‌کنند. من خودم بعد از مشورت با یک گریمور با توجه به میمیک صورتم و فرم سرم از بین دو مدل پیشنهادی  مدلی که گرد بود را چون خودم هم بیشتر دوست داشتم انتخاب کردم و برای استایل‌های فیگوراتیومون استفاده می‌کنیم.

نام
 
پست الکترونیکی
 
وبسایت / وبلاگ
 
نظر شما    
 
سردار
1395/5/16     20:47
چه اخم قشنگی!
فرزان
1395/5/17     0:48
مصاحبه عالی بود ممنونم جناب آفاق همیشه خوب بوده الگوی خیلی خوبیه ❤